مدرسه ای که دوستش داریم...
ارسال شده توسط نسیم مدرسه در 2/8/87:: 2:4 عصردر مجالی که برایم باقیست/باز همراه شما مدرسه ای میسازیم که در آن همواره اول صبح به زبانی ساده مهر تدریس کنند و بگویند خدا خالق زیبایی و سراینده عشق آفریننده ماست مهربانی است که ما را به نکویی دانایی زیبایی و به خرد میخواند.جنتی دارد نزدیک زیبا وبزرگ.دوزخی دارد به گمانم کوچک و بعید.در پی سوداییست که ببخشد مارا و بفهماندمان ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست در مجالی که برایم باقیست/ باز همراه شمامدرسه ای میسازیم که خرد را با عشق علم رابا احساس و ریاضی با شعر دین رابا عرفان همه را با تشویق تدریس کنند. لای انگشت کسی قلمی نگذارند و نخوانند کسی را حیوان ونگویند کسی را کودن و معلم هرروز روح را حاضر و غایب بکند وبه جز ایمانش هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند مغزها پر نشود چون انبار قلب خالی نشود از احساس درسهایی بدهند که به جای مغز دلها را تسخیر کند. از کتاب تاریخ جنگ را بردارند.در کلاس انشا هر کسی حرف دلش را بزند .غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند. تا کسی بعد از این باز همواره نگوید:هرگز و به آسانی همرنگ جماعت نشود زنگ نقاشی تکرار شود رنگ را در پاییز تعلیم دهند قطره را در باران موج را در ساحل زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه وعبادت را در خدمت خلق کاررا در کندو و طبیعت را در جنگل و دشت مشق شب این باشد که شبی چندین بار همه تکرار کنیم: عدل آزادی قانون شادی...
امتحانی بشود که بسنجد مارا تا بفهمند چقدرعاشق و آدم و آگه شده ایم. در مجالی که برایم باقیست باز همراه شما مدرسه ای میسازیم که در آن آخر وقت به زبانی ساده شعر تدریس کنند و بگویند که تا فردا صبح خالق عشق نگهدار شما...........


مجتبی کاشانی



